سلام
بچه ها من ی پسرعمو دارم که مثه برادر خودم برام عزیزه از بچگی تو غم وشادی مامانامون کنار هم بودن سختی های زیادی از قوم شوهر کشیدن اما مثه خواهر بودن باهم من خواهر ندارم و دختر عموهام کم از خواهر نبودن برام حالا ی دونه برادرشون تصادف ضربه مغزی شده و مردهای فامیل همش میگن خوبه چیزیش نیست اما خودشونم گریه میکنن و نسبت ب روحیاتی ک ازشون میدونیم و گریه کردناشون بیشتر هول میکنیم میشه دعا کنین خدا به دل زن عموم رحم کنه به بچه هاش ب زنش ب عموم خواهراش و دل هممون شاد بشه😭😭دیشبم ی پرستار داشت تلفنی حزف میزد و ی سری حرفا زد ک خوب نبود من دحترمو برده بودم دستشویی بیمارستان شنیدم حزفاشو ولی جرئت نکردم ب هیشکی بگم دارم دق میکنم چون حس میکنم مردها همون حرفارو شنیدن ک گریه میکنن توروخدا دعا کنین پسرعموم فقط ۳۹سالشه دعاکنین سالم برگرده خونش من از دیشب ک فهمیدم و تازمانی ک رفتم بیمارستان تاهمین الان فقط چهره غم وغصه زن عموم جلو چشممه خداخودش ببینه رنج کشیدنشو ودلشو شاد کنه