من ی عمو دارم خیلی شوخه هر سری میاد خونه ما کارش اینه بشینه با ما شوخی کنه یا مسخره بازی در بیاره ی شب چند سال پیش اومد خونمون بعد خواهر من خیلی قلقلکیه دست بهش بزنی دیگه نمیتونه کلا خودشو کنترل کنه 🤣عمومم شروع کرد قلقلک دادن خواهرم اونم هی التماس عمو ولم کن تورخدا دستشویی دارم حرفاشو جدی نگرفت عموم فکر کرد میخواد پاشه فرار کنه وسطاش دیدیم التماسای خواهرم قطع شد رنگ شد قرمز فقط میخندید 🤣🤣عموم اومد حالتشو عوض کنه رفت پاهاشو قلقلک بده دست زد دید دستش خیسه ی نگاه کرد ب دور و برش دید فرش تمام خیسه خواهرمم همونطور در حال غش از خنده گفت گفتم ک ولم کن نکردی منم ول کردم🤣🤣🤣🤣