2777
2789
عنوان

بدبخت شدم

209 بازدید | 7 پست

یه نظری بدید لطفا 

دفترچه خاطرات من توی کمد بود و در مورد دوتا از پسر های فامیل توی اون نوشته بودم قفلم نداشت خب،توی کمد بود؛ بعد کمد ما بزرگه رفته بودن توی کمد؛ من دفترچه خاطرات م و زیر لحاف بود، بعد که نشسته بودن روی وسایل من ، من می خواستم برشون دارم ،یهویی دفترچه خاطراتمو دیدم البته اون موقع  دفترچه به حالت قبل بود حالا به نظرتون بهش دست زدن ؟

بعدش که دیدمش هولش دادم زیر تر یعنی گذاشتمش لای لحاف بعدم که دیگه نگران شدم برش داشتم اصلا حالا من نگرانم که خوانده اند اون متنو به نظرتون یا نه ؟؟؟؟؟

آخه کلا هی نگاه می کرد یکیشون میترسم🤧

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

واای اقاا من یاده سه سال پیش انداختی ‌ک😐

منم همینطور چرت و پررت نوشته بودم بعد مثلا میخواستم کاری کنم ک هیچکی نره سرش میگفتم من اگرم مردم اونا نخونید😐داداشای فوضولمم فک کردن من چی نوشتم رفتن خوندنش خیلیی بد بود فک کنم هنوز یادشون😂😑😐

من یبار چن سال پیش نمیدونم چیکار کردم بعدش نوشته بودم خدایا غلط خوردم‌این درستشه دیگه همچین‌نمیکنم مامانم دیده بود گفت چیکار کردی مگه منم گفتم نه‌واسه من نیست برا دوستمه دست من‌موند😐🤣

هرآنچه توقع دارید نیستم.
هر بلایی سر من میاد تقصیر اونه  دفتر خاطراتم  تاحالا چند بار شده من یه بار گفتم به درک ...

میدونید من چیکار میکردم وقتایی که دلم میخواست حرفامو بنویسم ... انگلیسی برعکس و در هم درهم مینوشتم بعدا خودمم نمیتونستم بخونم    

دل چو بستم به خدا حسبی الله و کفی   خدایا به همه اقدامی ها و چشم انتظارها ،فرزندانی سالم و صالح و اهل عطا کن که نور چشمشون هم توی این دنیا و هم اون دنیا باشن   
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز