سلام من و جاری هر دو شوهرامون نیستن ،من ۳ماه عروسی کردم و جاریم دو بچه ۷ساله داره چندبار ک دیده منو همش اصرار میکنه بیا خونمون، پایه باش رفت و آمد کنیم ،منم میترسم باش جور بشم البته چیزی ازش ندیدم ها کلا من ۱۰ ماه باهاش آشنا شدم حرفی حدیثی بزنم یا مشکلی پیش بیاد بعد اون از نظر مالی دستش بازتر از منه ،خانواده شوهرم کاری بهم ندارن مادرشوهرم منو دوست داره ،یبار گفت چون بچه دارم میترسی اذیت کنن خونه ات رفت و آمد نمیکنی بنظرتون من چکار کنم برم خونه اش یا نرم ؟
هعیییی.... منم جاری بزرگه هستم و دلم میخواست با کوچیکه صمیمی باشم... باهم خوب باشیم...اوایل اومد هر حرفی که پشت سرم بود و به گوشم رسوند و بعد رابطه رو کم کرد...
اول فکر کرد موفق شد که رابطمو با خانواده همسرم خراب کنه ، بعد دید نه حرفاش هیچ فایدهای نداشت دیگه دلیلی برای ادامهء ارتباطمون نمیدید😁