امیدم به خدا بود.۵ ماه مرتب سر نماز سر افطار احیاء ولادت اذان دعا میکنم که خدایا تابستون اقدام کنم بچم پسر سالم باشه هرچیزی که میخواد مانعش بشه برام معجزه کن اصلا هیچ کدوم از صداهامو نشنید.حسرت داشتن پسر به دلمون موند.شوهرم انقد ناراحته که از ناراحتی تو حال خوابش برده.من دارم دیوونه میشم چقد انتظار کشیدم با این وضعی که شوهرم داره پسر داشتن تو خیالتم موند😭
وای که دارم سکته میکنم شما که نمیدونین تو دلم چی میگذره که
۵ ماه با هر بی پولی که بود از عسل و گردو و ویتامیناش گرفته تا دمنوش و موز خریدیم آخرشم اینجوری
اون همه امیدی که داشتم به باد فنا رفت.
امشب حالم خیلی بده بدترین شب عمرم