لطفا برید تاپیکم که با همینعنوان نوشتمو بخونید
بابام اصلا حالیش نیس برداشته زنگ زده به مستجر که میاد اینجا دعوا کردن گفته من تا ۳۱ تیر وقت دارم یعنی چی میخواین بیاین
مامانم خیلی اعصابش خورده و ناراحته همین الان داشت گریه میکرد
هرچی سرمون میاد تقصیر بابامه اگه اون میفهمید چجوری زندگی کنه ما الان تو این وضعیت نبودیم اصلا هرچی میشه دعوا راه میندازه با یارو
مامانمم میگه اگه اینبار صاحب خونه بیاد دم درمون من دیگه وسایلامو جمع میکنم میرم شهرستان قید همه چیو میزنم دیگه خسته شدم
حالمون خیلی خرابه