دوس پسرم زنگ زده بمن معلوم نیست چه مرگشه وایساد پاچه گرفتن دعوامون شد تلفنو رو من قطع کرد
بعد مثل اینکه دستش خورد رو شمارمو منم برداشتم ولی تلفن و گذاشته بود جیبش
دیدم صدای خنده و هر و کراش با دوستاش و خوش و بشاش میاد
من احمقو بگو برای اینکه حالش بده چقدر هواشوداشتمو کنارش میبودم بعد این الدنگ همه عصاب خوردیا و دق و دلیاشو سر من خالی میکنه رفتار خوبش با رفیقای مزخرفشه
همه چیو تموم کردم.. منو خر فرض کرده که هر رفتاری بخواد باهام بکنه