ادم سرد و مغروریم .با اپما ارتباط نمیگیرم
نه که نتونم میتونم اما خستم از همه چی بین خودم حصار کشیدم
خیلی تک و تنها شدمع
سرد شدم اینقد که خودم یخ میزنم از خودم
قلبم پر غم و درده
دارم میترکم ولی لبخند میزنم و ریلکسم
گره تو زندگیم زیاد میفته نمیدونم ب کی بگم کجا برم