سلام من خانواده نامزدم منو خیلی اذیت میکنن بهم گیر میدن همش میگن ما مشهدی هستیم باید جهیزیه خیلی خیلی کامل بیاری همش بهم میگن وی بخر چی نخر خاله اش مادربزرگش هی دخالت میکنن علاوه بر خانواده اش اما منو و نامزدم همو دوست داریم اینم هست که برای اموال و ارثیه پدرم اومدن نامزدم سه میلیون حقوقشه همه بهم میگن طلاق بگیر من 23 و نامزدم 30 ساله هستیم نه ماهه عقد کردم به نظرتون چیکار کنم تورو خدا کمکم کنید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میدونید چرا اینجا باهاتون دردودل میکنم چون بین دوراهی عقل و دل گیر کردم مامانم زندگی خیلیا رو مثال میزنه یکی دیگه میگه من زیاد اینجوری دیدم پسری که حرف مادر خودش رو گوش میکنه از طرفی میگم آینده من چی میشه میشم یه دختر مطلقه همه به یه چشم دیگه بهم نگاه میکنن شهر ما کوچیکه همه همو میشناسن همش معرف رو لعنت میفرستم که میدونست اینا چه جور جونورایی هستن ولی من بدبخت رو بهشون معرفی کرد
[QUOTE=241537004]میدونید چرا اینجا باهاتون دردودل میکنم چون بین دوراهی عقل و دل گیر کردم مامانم زندگی خیلیا رو مثال م ...[/QUOTE از طرف دیگه هم میگم دیگه این سومین دعوا هستش اون هر سه تا به فاصله یک ماه یا کمتر پس تمومش کنم به قول مامانم اینا با دعا از ما جواب بله رو گرفتن چون واقعا بعدها بهمون ثابت شد یا نامزدم دو هفته پیش گفت موقع خواستگاری برای اینکه موهام پرپشت دیده بشه که نگید پسره کچله رفتم آرایشگاه پودر سیاه رنگ ریخت روی سرم