سلام
تو سن خیلی کم ازدواج کردم بعد صاحب دو فرزند شدم ۲۶ سالمه بچه اولم ۱۰دومی هم ۷.امسال استخدام شدم و اموزگار ابتدایی شدم خداروشکر
همسرم مردی که اهل خانواده و کار است اما به دلایلی که اوایل رفتار کرد از چشمم افتاده .( دست به زن. عصبی بودن ) خیلی اذیتم کرد
الان اخلاقاش تا حدودی خوب شده اما
این اخلاقاش واقعا اذیتم میکنه
مثلا میگه درس نخون اما خودش برام تا سرویس میگرفت که برم مدرسه و بیام
میگفت تو ادم نیستی اما پیش خانوادش طرفمو نکه میداشت
میگرفت میزد اما کسی حق نداشت بهم بی احترامی کن
میکفت حق نداری سرکار بری
اما قبول شدم خوشحال شد
پیش بچه ها میگه تو حرف نزن اما چیزی بگن میگه مادرتون تاج سر منه
گفت تو اهل زندگی نیستی اما خونه رو به نامم زد
دیگه گاهی به ذهنم میرسه طلاق بگیرم اما خانواده میکن بشین سرجات
چکار کنم تروخدا کمکم کنید( تاجاییکه تو دانشگاه قبلا یکی محبت میکرد واقعا به سمتش کشش پیدا کرده بودم اما خب اشتباهه وتوبه کردم الانم گاهی میگم مجرد بودم میتونستم پیشش باشم ومحبت کنه و هزار تا فکر افتضاح)
بچه هامم پرخاشگر شدن