با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
دخترم یه سال و نیم بود که باردار شدم کمکی هم نداشتم بد ویاررررررررررررررررررررررر شدید شاغل هم هستم پسرم که دنیا اومد کولیک داشت همش گریه میکردددددددددددددد خیلی سخت بود خیلی خیلی خیلی خیلی ولی الان یک بهتر شده یعنی کنار اومدم دیگه هههههههههههه دخترم سه سالو یه ماهشه پسرم 9 ماهشه
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.
ببین از من میشنوی به حرف هیچ کس اعتنا نکن بزار بچتو که از شیر گرفتی و از پوشک گرفتی بعد حامله شو مگر اینکه شرایطط خاص باشه مثلا برا بارداری مشکل داشته باشی یا سنت بالا باشه
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد
.