بچها من شوهرم رانندس چون بار میبرد میترسیدم تو خونه بمونم .الان بعضی وقتا خونه ی خودم میمونم ولی چون تنها با دخترم حوصلم سر میره باز میام اینجا داداشمم رانندس بار میبره زنداداشمم حامله اس میره میمونه خونه ی باباش ..از وقتی که فهمیده حاملس خیلی مغرور شده البته از اول اینجوری بود سه روز هم پیشش مینشستی حرف نمیزد .خونشون نزدیک مامانم ایناس دیشب رفتم جلوی درشون دخترم رفته بود اونجا بیارمش ... چند روز بود همو ندیده بودیم .اصلا تو رومم نگاه نکرد یه لبخند کوچولو بزنه سلام و احوالپرسی به درک .انگار نه انگارمن اونجا بودم منم زود برگشتم خونه ی مامانم امروز اومده خونه ی مامانم منم اصلا محلش نذاشتم .تو روشم نگاه نکردم خیلی اخلاقش بده یه چیزی ازش بپرسی به زور فقط یذره سرشو تکون میده حرف نمیزنه ..به نظرتون من حساسم یا اون یجوریه
وزن فعلی۷۳ .هدف اول ۶۸ هدف دوم ۶۵...امروز۹۹/۸/۱۱تصمیم جدی و دوباره برای لاغری دارم الهی شکرت که یه نی نی سالم بهم دادی ...برای خوشبختیه خودم دست بکار میشم تلاش میکنم و خوشبخت میشم ...خوشبختی حق منهو بالاخره منم لاعر شدم وزن ۶۰کیلو 🤩🤩🤩دلم نیومد قسمت اول امضامو پاک کنم ...بماند به یادگار...نی نی دومم هم بدنیا اومد الان دوتا گل پسر دارم ...خدایا شکرت که همیشه هوامو داری .هرچی خواستم بهم دادی ...کاش لیاقت بندگیتو داشته باشم😍واما پروسه ی لاغری من دوباره شروع شد شروع کاهش وزن :۲۶ /۱۱،وزن اولیه ۷۱😪😪۲۶ /۱۲ وزن:۶۶.۵😍😍ورن هدف ۵۸