تو تاپیک قبلی در این مورد گذاشتم همه گفتن تو حسودی چند روز همش روی خودم کار میکردم فگ میکردم حسودی نکنم ولی رفتم پیش مشاوره ی چیز دیگ میگف
من ی دختر عمه دارم خیلی خیلی حسوده با عقده بزرگ شده ی چی میگم ی چی میشنوید عقل نداره ی جورایی کم داره
پدرم ک داییش میشه همیشه همینو میگ میگ دختره ی جوریه اومده خونمون پرو پرو دست به وسیله هام میزنه درو کمدمو باز میکنه بدون اینکه اجازه بگیره هر چی دلش میخواد ورمیداره یا از لوازم آرایشیام استفاده میکنه بعدشم میگ نه مال خودم بهترن میریم بیرون زورش میاد دست تو جیب خودش کنه واسه خودش ی چیزی بخره امروز قرار داشتم اینم همراه خودم بردم ک تنها نباشم به پسر مردم ک بار اول دیدش میگ بیا غذای گرون قیمت برام بخر من گفتم زشته شاید زیاد پول همراهش نیست قهر کرد سرم داد میزد تو خیابون من بخاطر شما اومدم جرا میگی پول نداره یعنی دلم میخواس سرمو بکوبم تو دیوار از دستش بخدا این آدما خیلی رومخن من هیج دوست صمیمی ندارم اینم دختر عممه تو شهری ک من هستم زندگی نمیکنن سالی ی بار میاد ک میخام صدسال سیاه دیگ نیاد شما هم از اینجور آدما کنارتون دارین؟
چجوری باهاشون رفتار میکنین؟