2777
2789
عنوان

حرف دیشب شوهرم

894 بازدید | 15 پست

دیشب با شوهرم داشتیم راجع به ازدواج و این حرفا حرف میزذیم و خیلی هم حرفامون عادی بوذ چیز خاصی نمیگفتیم یهو شوهرم گفت من اگه قبل ازدواجم بابام مرده بود دیگه ازدواج نمبکردم فقط چون بابام دوست داشت من سر خونه زندکیم برم ازدواج کردم قبل اینکه عکس العمل به حرفش نشون بدم و تو‌مغزم هضمش کنم چی گفته فهمید خودش حرفش بد بوده فوری جمعش کرد و گفت البته اگه تو هم تو‌زندکیم نمیموذی تو اومذی تو مغزم اردواج انداختی من زیر باز ازدواج نمیرفتم ابنم بگم ما دوست بوذیم و اصلا باباشو نمیشناختم که اون‌مجبورش گنه منو بگیره و خودش انقدر حرف ازدواج تو دوستی زد به حانوادم معرفیش کردم سر همین خیلی حرفش برام سنگین تموم شد درسته جمعش کرد ولی من خیلی بهم برخورده الانم یه متن تو اینستا بود به ابن مذمون که بعد خدا فقط زنت شریک لحظه هاته نه پدر و مادر و خواهر و برادر که تو زندکی خودشونن براش فرستادم و زیرش زدم متن بالا رو حتما بخون و بهش عمل کن نه که برگزدی بهم بگی اگه بابام نبود باهات ازدواج نمیکردم و‌مجردیو ترجیح میدادم.. حرف دیشبت خیلی برام سنگین بود

به نظرتون خوب زدم براش چون خیلی بهم برخورده

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من بودم سخت نمیگرفتم گفته ک گفته .حیققتا منم برگردم ب گذشته ها ازدواج نمیکردم

منم همینطور همیشه میگم به گذشته برمیگستم تزدواج نمیکردم ولی به شوهرم یکبار هم نکفتم و حتی به خیلیا گفتم اگه زمانی که با سوهرم بودم از اول پدر نداشت انتخابش نمیکردم چون مادرش همه جا با ماس به خاطر تنهاییش سختمه ولی حتی این موضوع هم به شوهرم هیچ وقت نگفتم و روم هم نمیشه بگم هر حرفی جا و زمانی داره و یه سری حرفا سردی میاره تو زندکی که ادم به عنوان درد و دل به بقیه میگه ولی تو زندگی حرفشو اوردن قشنگ نیست

منم همینطور همیشه میگم به گذشته برمیگستم تزدواج نمیکردم ولی به شوهرم یکبار هم نکفتم و حتی به خیلیا گ ...

درسته اما این از سیاست زنونه ماست ک نمیگیم اگه ب گذشته برگردیم ازدواج نمیکنیم ولی شوهرت سیاست نداشته اونده بیان کرده.والا حقم دارن فشار زندگب مردارو داغون کرده مادرشم اینجوری ک دیگه بدتر.بیخیال باش

خدایا شکرت   
عزیزم مطمین باش منظورش شخص تونبوده واتفاقا میگی که خودش اصرار داشته به ازدواج باتو پس واقعا وجود توب ...

بله میدونم کلی گفت قبول دارم باشناختی که ازش دارم اصلا منظوزش شخص من نبود ولی بیانش پیش من یکم سنگین بود برام منم همیشه با کسی درد ودل میکنم میگم اگه از اول پدر شوهرم نبوذ شاید شوهرم و انتخاب نمیکردم اونم به ابن دلیل که شوهرم هر مسافرتی با هز کی بریم مادزشو میاره و به من خوش نمیگذره به خاطر اخلاقای خاص مادرش ولی یچ وقت به خودش نکفتم چرا مادرتو میاری یا سختمه یا حرفی بزنم که دلخورشون کنم میگذرم از کنار این مسائل و حرفی نمیزنم باعث سردی زندگیمون بشه برای همین وقتی من انقدر مراعات احوالشو میکنم و میببنم اون بدون فکز هر حرفیو میزنه خیلی برام سنگین تموم میشه

درسته اما این از سیاست زنونه ماست ک نمیگیم اگه ب گذشته برگردیم ازدواج نمیکنیم ولی شوهرت سیاست نداشته ...

واقعا فشار زندگی خیلی بده حق بهش میدم دست تنهاس همیشه خودشو با زندکی خواهرش مفایسه میکته میگه اونا پدر شوهرشون خیلی همه جوره هواشونو داره ولی من تنهام خودم و خوذم ابن چنذ وقت هم تو کار فشار بهس خیلی اومده میبینم اذیت داره میشه واقعا هم بی سیاستیش یه حرفی زده خودشم سریع قبل اینکه من حرفی بزنم جمعش کرد

واقعا فشار زندگی خیلی بده حق بهش میدم دست تنهاس همیشه خودشو با زندکی خواهرش مفایسه میکته میگه اونا پ ...

خوب پس ناراحت نباش وقتی ام میگه تنهام بگو تو تنها نیستی تا آخرش من باهاتم در هر شرایط

خدایا شکرت   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  13 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  13 ساعت پیش