سلام رفقای عزیز چطورین
امروز تو یه جمع تقریبا رسمی که بیشتر بزرگترا بودن داشتم اعلامیه دختر یکی از فامیلامونو که جوون بوده و تازه مرده رو میخوندم رفته بودم تو حس همه ام با دقت داشتن گوش میدادم به اخرش رسیدم نمیدونم چیشد به جای اینکه بگم روحت شاد عسل عزیز خوندم تو روحت عسل عزیز
یهو جمع ترکیدد حالا مگه میشد ارومشون کرد از خجالت داشتم اب میشدم ولی هنوزم یادم میفته میخندم اونقدرر بقیه خندیدن که سرخ شده بودن