۲۶ سالمه لیسانس دارم انصراف ارشد برای کنکور مجدد تجربی میخونم چون فقط دندون و پزشکی میخوام امسال میشه سومین کنکورم که موندم دختر بی آزاریم همش تو اتاقم و سرم تو لاک خودمه
حالا مامانم ورداشته میگه خالت گفته میترسم دخترم خالمم مثه من اونو انقد اذیت کنه😐
بعد مامانم گفته دختر من که منو اذیت نمیکنه
گفته چرا دیگه همینکه قبول نمیشه و ازدواج نمیکنه😐
من والا تیزهوشان بودم ترازا کانونم بالا ۶ هزار دختر اون ۸ سالی کوچیکتره ازم سال دیگه کنکور داره خودشو کشت نه نمونا اورد نه تیزهوشان کانونم میرفت تراز ۴هزار😐
حالا باز دیروز مامانم زانوش درد میکنه داداشم مدرس امتحان داشته بابامم نبوده منم اتاقم دوره درش بسته خواب بودم صدا نشنیدم فرش اتاق خودشو و داداشمو تنها کشیده بیرون داده قالیشویی ساعت ۸.۵ بیدار شدم میبینم قالی ها نیس
حالا خالم امروز اومده میکه انقد فوشت دادم که خواهرم تنها فرشارو بلند کردا😐😐
میگم میتونست صبر کنه داداشم و بابام بیان یا لااقل منو بیدار کنه
پوووففف مقصر کیه