باور نکنی هیبت عالی وصف نشدنی این نقاشی هایی که از حضرت ابلفضل میکشن ۱/۳ ایشون هم نیست 🤗 چقدر خوب بود قوی هیلکل قد بلند روی یه صندلی نشسته بودن چرم به مچ دست هاشون بسته بودن و کفش بلند چرم قهویی دست به سمتم دراز کردند از وجودم یه دختر بچه در اومد داخل گوشم که بچگی های خودم بود روی زانو هاشون منو نشوندن داخل گوشم گفت بگو ابلفظل حاجتمو میده بگو بگو حاجتت رومیدم خییلی بی تاب بودم اما نشد نشد چند شد بعدم خواب دیدم گفتن برو انقدر بی تابی نکن ابلفظل داره برات گریه میکنه