یه معلم داشتیم از این سگ اخلاقا بعد هر دفه میومد سر کلاس ما میشست رومیز
یه روز من و چند تا از رفیقام سر کلاس بودیم زنگ تفریح بعد یکی از بچه ها گوشی آورده بود
آهنگ گذاشتیم سه تا از بچه ها رفتن رو میز وایسادن شروع کردن رقصیدم (همه هم تپلل)
یهو دیدیم یه صدا ترق ترقی اومد بعد دوتا پایه میز اومد پایین اونام همه پرت شدن از روش😂
حالا مام همه کرک و پرامون از ترس ریخته بود
ن میتونستیم بریم به مدیر بگیم چون گوشیا لو میرفت
ن بلد بودیم درستش کنیم😂
هیچی دیگه میزو یه طور نامحسوسی صافش کردیم که فقط معلوم نباشه که شکسته 😂
خلاصه ماجرا معلم اومد سر کلاس با اون قیافه جدی کیفشو گذاشت رو میز مام قلبامون تالاپ تولوپ که هر آن ممکنه میز وا بره😂
بعد یکم حرف زد اومد از بچه ها بپرسه معلم فیزیکم بود لامصب 😂
نشست رو میز ژست گرفت
یهو اولش میز صدا چیر چیر داد کم کم پایه ها از هم وا شد
تالاپ معلم وسط کلاس پخش شده بود 😂😂
حالا مام هی میخواستیم از خنده جر نخوریم مگه میشد
دیگه ناظم مدرسه اومد سر کلاسو (خودشم خندش گرفته بود) ولی باز ما لو نرفتیم بچه ها گفتن میز پوسیده بود دیگه اینجوری شد 😂