بچه ها من۹سال پیش ک همسرم اومدخواستگاریم...بعداز نامزدی فهمیدم ک چنوقتی بایه خانومی ک مطلقه بودن انگار ارتباط تلفنی داشته...و خانوادش بخاطر دیدگاه بدشوم متاسفااااانه به مطلقه ها(بچه ها من موافقش نیستما پس لطفا منو نکوبید)
میگن میخواد خودشو بندازه ب پسرما و فلان...تصمیم میگیرن براش زن بگیرن ک ازسرش بپره...من بعد ازدواج فهمیدم....
خییییلی حس بدی بود ک جایگزین ی ادم شدم...
همسرم اوایل نامزدی حلقه دستش نمیکرد...چون اون خانوم سرکارشون بود...وبعدها بهم گفت بخاطراینکه دل اون نشکنه حلقمو دستم نمیکردم...الان ک میگم حالم بدمیشه...
حتی چنوقت بعدنامزدی توگوشی همسرم پیاماشونو دیدم بااون خانوم...ولی قسم خورد ک برا قبل بوده...
منم باورکردم...
ولی انقدتواین زندگی اذیتم کرده ک الان فک میکنم هیچوقت دوسم نداشته و دلش بااون ادم بوده....
زندگیمون خیلی بهم ریخته و درشرف طلاقِ