من فرزند اخر خانوادام چهار ماه دیگه عروسیمه شوهرمم تهرانه یعنی از شهر ما هشت. ساعت فاصله داره اگه عروسی کنیم میریم اونجا من به خانوده ام خیلی وابستم نمیتونم ازشون جدا شم چیکار کنم
عزیزم قبل ازدواج باید فکر این چیزارو میکردید الانم والا همه غریب هستن من خودم ۱ ساعت فاصله داریم با خانوادم انقد دوست پیدا کردم که هفته ای یه بارم زیاده برام برم خونه مامانم
دوستای گلم میشه خواهش کنم برای خونه دار شدن خواهرم یه صلوات بفرستین؟ با دوتا بچه خیلی عذاب میکشه.ممنون