2777
2789
عنوان

مادرم

354 بازدید | 4 پست

یازده سال پیش همین روز بود که پر کشیدی رفتی من جسم بی جانت را ندیدم هنوز هم چشم به راهم که باز گردی در بزنی و به خانه بیایی مادر زیبا من چقدر زیبا خفته بودی اصلا ترسناک نبودی چقدر ارام خفته بودی به فکر دخترانت نبودی؟ نگرانشان نشدی؟اشک هایشان را ندیدی؟این دختران کوچک ت حالا بزرگ شده اند مادر شده اند ولی تو نیستی گوشه ای از وجودمان تو کجایی هنوز نگران ما هستی ما را می بینی به دیدن ما می ایی ؟ هر بار که سر خاک ت می ایم سنگ سرد و بی روح قبر را که می بینم در دل می گویم مادر زیبا من چه زود پر کشیدی کاش بودی کاش بودی و نوه هایت را می دیدی هنوز وقتی از بخش بیمارستانی که پر کشیدی می گذرم تخت ت را که می بینم دلم چند تکه می شود گویی ههمین امروز پر کشیدی از این بیمارستان که پر کشیدی متنفرم مادر زیبا من کجایی ؟اصلا اگر مرا ببینی می شناسی ؟ما همه بزرگ شده ایم تو چطور؟نکند پیر شدی ؟ولی در خواب هایم همیشه جوانی

وااااااااای دلم گرفت

خدایا خودت میدونی که من همیشه به مادرم احترام گذاشتم تاجایی که تونستم هواشو داشتم بیشتر از همه غمشو خوردم اما اون جای مهربونی از دهنش سم مار بیرون میریزه . حتی داداشمو که این همه مادرمون حقیر میکنه رو بیشتر از من دوسش داره . اینا حرفای یه بچه نوجوان نیست . حرفای یه زن ۳۰ ساله ست که خودش بچه داره. خدایا خودت کاری کن سر مادرم به سنگ بخوره. دیکه از تحمل این همه سردی خسته شدم. راستی خداجون ممنون بابت همسر مهربونی که بهم دادی همسری که خودش یه تنه جای همه مادر پدر خواهر برادر رو برام پر میکنه. خدایا پسرم و شوهرم رو در پناه خودت نگهشون دار . آمین❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز