از دست شوهرم خسته شدم طبقه پایین خونه بابامینا زندگی میکنیم آبجیم 13سالشه بعضی موقع میاد همش نه خیلی کم امشبم اومده بود البته غروب شوهرم تازه خرید کرده بود اومده بود خونه ی بستنیو ی یخمک گرفته بود من یخمکو دادم به آبجیم بعدشم باهاش بد رفتاری کرد خیلی خسیسه خسته شدم از دستش مامانو بابام خیلی بهمون کمک میکنن از لحاظ وسیله و اینا ولی دیگه خیلی پررو شده دلم برا آبجیم سوخت بعدش میگه من یخمکو برای خودم گرفته بودم البته کلا عصبانی بود اومده خونه به خاطر گرونی ها ولی خیلی از دستش ناراحت شدم😭
نسلی عاشقت شد که هرگز تو را ندید🖤لطفا اگر با نظرم مخالفی ریپ نزن.با احمق بحث نمیکنم اگر ریپ نزدم حتما حجم حماقتت خیلی بوده. متنفرم از خانمایی که میان تو تاپیک بقیه قربون صدقه شوهرشون میرن، مثلا طرف تاپیک زده شوهرم تو جمع ضایم کرد پست میزاره قربون شوهر خودم که تا حالا ضایم نکرده، تاپیک میزنن شوهرت بهم پول نمیده یکی میاد میگه قربون شوهر خودم که همه کارتاش دست خودمه😐😂بیزار از کلمه آقایی و اونایی که آقایی میگن. جهان سوم جایی است که خانماش اندازه النگوها تو دستشون دندون خراب تو دهنشون دارن
چه قدر ناراحت کننده به نظرم شما نباید طبقه پایین خونه پدریت زندگی میکردی همسرت باید اجاره خونه میداد تا قدر شما و زندگیشو میدونست لطف زیادی یه وقتایی به نفع نیست
نسلی عاشقت شد که هرگز تو را ندید🖤لطفا اگر با نظرم مخالفی ریپ نزن.با احمق بحث نمیکنم اگر ریپ نزدم حتما حجم حماقتت خیلی بوده. متنفرم از خانمایی که میان تو تاپیک بقیه قربون صدقه شوهرشون میرن، مثلا طرف تاپیک زده شوهرم تو جمع ضایم کرد پست میزاره قربون شوهر خودم که تا حالا ضایم نکرده، تاپیک میزنن شوهرت بهم پول نمیده یکی میاد میگه قربون شوهر خودم که همه کارتاش دست خودمه😐😂بیزار از کلمه آقایی و اونایی که آقایی میگن. جهان سوم جایی است که خانماش اندازه النگوها تو دستشون دندون خراب تو دهنشون دارن