یک ساعتی بود که کنار هم نشسته بودیم ،دل چرکین بودم
از اون دسته ادم هایی بودم که اگه از دست ادما دلم میشکست محال بود بتونم به تخم چشماشون خیره بشم
با نیمچه اخمی نیم نگاهی بهش انداختم کف دستامو چسبوندم به صندلی بتنی و محکم فشار وارد کردم
گفتم؛چی شد یادم افتادی؟
پنجه هاشو درهم گره زد ،نگاهمو دوختم به حرکاتش ،لرزش دستاش عجب گواه از استرسش میداد
وقتایی که این حالتی بود همیشه چنگ میزد به دستای خودم و دقیقا نگاهش تو این لحظه به کف دستای میخکوب شده ام به بتن بود
گفت؛من...خب من
کلماتو گم میکرد یا شایدم میترسید با توجیحش بدتر گند بزنه به شرایط
گفتم؛نترس حرفتو بزن
اماده گفت؛وقتی کنارتم اصلا نمیترسم
اینبار عمیق نگاهش کردم ،ادما راحت دروغ میگفتن درست مثل همین الان ،صاف زل میزنن تو چشمات و عکس چیزی که بایدو برات داستان میسازن
تند گفتم؛اگه داستانت تموم شد بریم سر اصل مطلب
گفت؛تو هیچوقت از صحبت با من سیر نمیشدی
موهاش هنوزم قشنگی های قبلو داشت حتی چشماشم برق های عجیب غریب قبلو داشت
گفتم؛هنوزم ممکنه سیر نشم اما خب دوست ندارم بیشتر از این دروغ بشنوم
گفت؛من بهت دروغ نگفتم
گفتم ؛اما راستم نگفتی
ساکت شد سنگینی نگاهشو حس میکردم و نگاه نکردنش عجیب عذابم میداد،دوست داشتم برگردم سمتش ببخشمش،بغلش کنم ،بهش بگم از دردایی ک دوریش توی تنم کاشت اما ترجیح دادم ساکت باشم کور شم
گفت:من میترسیدم ،میترسیدم از دستت بدم ،تو بهترین ادمی بودی که حس میکردم خوب منو تو هر شرایطی همراهی میکنه،نازمو میخره،کنارمه هر چیم بشه
خودم اضافه کردم ؛احمقه نه؟
اینقد تند و پر از خشم برگشتم که حتی اشکاشم رحمی به قلبم نیاورد
گفتم؛بزار رک بهت بگم ،ادما وقتی یه ادمی رو راه میدن تو زندگیشون قبل اشنایی هزارتا ایده و خیال و تصور ازش دارن ،اما به مرور وقتی با واقعیت روبرو میشن یعی میکنن سختی شرایطو بپذیرن ،کم کم ترس چیره میشه تو وجودشون برای از دست ندادن برای دروغ نشنیدن برای رکب نخوردن برای صبوری نکردن
از همه بدتر اینه همیشه اونان که مجبورن تحمل کنن سازش کنن همیشه باشن
سر همین همیشه بودنشون همه فکر میکنن پا ندارن سر سکوتشون همه انگ حماقت بهشون میزنن
اما باور کن خل ترین ادمم حالیشه که ادمای اطرافش چی به سر و روزش میارن
اما ما ادما بخاطر علاقمونه شذوع میکنیم به قانع کردم خودمون به گول زدن خودمون
ببین از من گذشت اما یادت باشه
چه تو رفاقت چه عشق یا هر چیزی ادمارو تا وقتی نیازشون داری کنارت نخواه ،یه جا هایی خودتو نشون بده که اون ادم هر چی میکرده کسی نیست
وگرنه بودنتون به درد جرز لای دیوارم نمیخوره
#ژین آ