2777
2789
عنوان

نامزدم ...☹

| مشاهده متن کامل بحث + 905 بازدید | 39 پست
هیچی حلش دادم اون ور چون ولم نمیکرد تا قبل اونکه اونا بیان😢😭 وای خدا باز الان خجالت میکشم🤣  ...

خوشبحالت  الان  خونتون هستی 

من چه جوری پاشم برم  فرار کنم 😿😂

اسی عزیزم عب نداره یاد مال خودم افتادم🤣🤣 همبن یه هفته پیش بود  خونه ما نشسته بودیم یه لحظه کس ...

وای من نامزد بودم  خواهرشوهرم اونموقع ۱۴ یا ۱۵ بود

رفته بود پشت بوم ماهم ته حیاطشون یه مبل داشتن رو اون درحال صفا بودیم😅

داشت دید میزد😑من دیدمش به شوهرم گفتم تا شوهرم‌پاشد بالا رو نگا کرد فرار کرد یه پاش به اون یکی پاس گیر کرد خورد زمین

چقد دلم خنک شد🤣

امیدوارم روزی برسه که هیچکی هیچ غمی نداشته باشه🥺🙏🏻

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

یاد خودمون افتادم بچه خواهر نامزدم همش خونشون بود چون منو خیلی دوست داشت تا من میرفتم میومد پیشمون نامزدم میخواس بوسم کنه چشمای بچه خواهرشو میگرفت 

بعد یبار نمدونم چی شد رفت جیییغ داد دایی فلانی رو بوس کرد گفتم اخی عزیزم چه خوشحال شد بچه بیا زوق کن صدتا بوس کردم نامزدما جلو همه 

بعدش دیگه عادی شد

یبارم داشتم هی قربون صدقش میرفتم چرت پرت میگفتم لاو میترکوندم یهو صدا قهقهه کل اتاقا برداشت اجیش ایساده بود پشت پرده گفت وایسو خجالت کشیدم بیشتر نمیتونم وایسو برم بیرون 

اینقدر خندیدیم این یکی از بهترین خاطره هامه

یبارم داشتم هی قربون صدقش میرفتم چرت پرت میگفتم لاو میترکوندم یهو صدا قهقهه کل اتاقا برداشت اجیش ایس ...

مثلا میگفت من دارم میرم مغازه بچهاهم میبرم بشینید من نیم ساعت دیگه میام بعد میرفت بچهارا میزاشت تو کوچه بعد میومد یجا قایم میشد بعد تا مینشستیم کنار هم میپرید وسط پزیرایی میگفت تا همین جا بسه 

همیشه با مسخره بازیاش از خنده میمردیم زنده میشدیم 

بعد دو ساعت میگفت خاک عالم بچهام کجان 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز