الان یکی هست همکارمه قصدشم از اول ازدواج بود اما خب ۲۳ سالشه تازه شروع به کار کرده و مشکلات مالیش زیاده اما منم دوسش دارم اونم خیلی دوسم داره😅
ولی خیلی تحت فشاره از لحاظ مالی بااینکه من گفتم کمکت میکنم باهم بسازیم
اما چی بگم یکم هرچی میریم جلو یوقتایی خواستگارای دیگه میان یا مثلا حس میکنم منم میتونم از اول زندگی خیلی خوب داشته باشم
نمیخام عقلو بخاطد عشق فدا کنم . جفتش مهمه
از این میترسم که خیلی چیزا ارزو شه واسم اما این قلب لعنتیو چیکار کنم