مادرم ....همهی زندگی من .....گاهی دلم برای کودکی ام تنگ میشود برای آغوشت ....برای صدایت .....همه ی دنیای من کجایی....میان تمام آدمهای دنیا من فقط دنبال یک نفر هستم ...من هم. مادرم اما مادرانه هایم را دیگر نخواهی دید....من هم مادرم اما دلم برای مادرم تنگ میشود ....گاهی دلم یک گوشه دنج میخواهد برای خلوت و تنهایی گریه کردن ...اما من مادرم .....گاهی من هم از همه آدمها وزندگی بریده ام اما باید قوی باشم چون من یک مادرم ....
اما من هم مادرم را میخواهم .....
مادر آسمانی ام...
مردمان چه میدانند ک دگر خنده ی من آن خنده ی از ته دل نیست ...
و خودم آدم قبل .....
من هم خسته ام از مادر بودنم چون من دیگر مادر ندارم ....
قدر تک تک بودن کنارشون داشته باشید