سلام بچه ها من ی هفته نشده عروسی کردم،متاسفانه بخاطر ی سری بی نظمی که شد عروسیمون خوب از آب در نیومد پذیرایی و غذا افتضاح شد.هزینه ی عروسی رو پدر مادر منو همسرم مشترک دادن،تصمیم هارو اغلب پدر همسرم گرفت،حتی عکاس و فیلمبردار رو هم آشنا بود خودش آورد.الان میرم خونه ی مامانم سرمون داد و بیداد میکنه،نمیرم ناراحت میشه.زنگ میزنم جیغ و داد میکنه و به همه فحش میده،نمیزنم پشت سرم کلی حرف میزنه و بد و بیراه میگه😞چیکار کنم؟
من حق نداشتم برای خودم همسر انتخاب کنم؟
پدر مادر من بیشتر زندگیشون در حال جنگ بودن،حالا که من با این آدم آروم زندگی میکنم همش حال منو میگیره.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
فقط زندگیتو کن الان چون تازه رفتی یه جور افسردگی هم بهش دست داده با مرور درست میشه فقط یه راهنمایی خواهرانه بهت بکنم که مثل من نشی فقط زندگیتو بکن بزار هر وقت آروم شد برو خونشون اگه گفت چرا نمیای بگو خب شما حالتون خوب نبود گفتم هر وقت آروم بودین بیام منم تازه عروسم دلم نمیخواد چیزی حس خوبمو خراب کنه دیگه این روزد بر نمیگرده ولی هرگز بی احترامی نکن
یک کلام تماس نگیر بعد از یه مدت آبا از آسیاب میفته خودش ارزش ندارع بشین با همسرت خوش باش گوره ب ...
باور کن ی روز زنگ نزدم ، کلیییی داد و بیداد کرد آخرشم خودش گوشی رو قطع کرد.منم خودم مخالف عروسی بودم.عروسی به اصرار خودش بود... البته از اول مخالف ازدواج من بود