2777
2789
عنوان

عروسی

134 بازدید | 16 پست

سلام بچه ها من ی هفته نشده عروسی کردم،متاسفانه بخاطر ی سری بی نظمی که شد عروسیمون خوب از آب در نیومد پذیرایی و غذا افتضاح شد.هزینه ی عروسی رو پدر مادر منو همسرم مشترک دادن،تصمیم هارو اغلب پدر همسرم گرفت،حتی عکاس و فیلمبردار رو هم آشنا بود خودش آورد.الان میرم خونه ی مامانم سرمون داد و بیداد میکنه،نمیرم ناراحت میشه.زنگ میزنم جیغ و داد میکنه و به همه فحش میده،نمیزنم پشت سرم کلی حرف میزنه و بد و بیراه میگه😞چیکار کنم؟

من حق نداشتم برای خودم همسر انتخاب کنم؟

پدر مادر من بیشتر زندگیشون در حال جنگ بودن،حالا که من با این آدم آروم زندگی میکنم همش حال منو میگیره.





راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یک کلام

تماس نگیر

بعد از یه مدت آبا از آسیاب میفته خودش

ارزش ندارع

بشین با همسرت خوش باش

گوره بابای جشن عروسی..

من ک هیچ وقت عروسی نمی گیرم ک یه مشت ادم برن بخورن بعد حرفم درآرن ک غذاش فلان بود بیصار بود

نمونش مادره خودت..

بی خیال باو


آدمیت مُرده بود؛ گرچه آدم زنده بود.. کاربری سوم🤙

فقط زندگیتو کن الان چون تازه رفتی یه جور افسردگی هم بهش دست داده با مرور درست میشه فقط یه راهنمایی خواهرانه بهت بکنم که مثل من نشی فقط زندگیتو بکن بزار هر وقت آروم شد برو خونشون اگه گفت چرا نمیای بگو خب شما حالتون خوب نبود گفتم هر وقت آروم بودین بیام منم تازه عروسم دلم نمیخواد چیزی حس خوبمو خراب کنه دیگه این روزد بر نمیگرده ولی هرگز بی احترامی نکن

یک کلام تماس نگیر بعد از یه مدت آبا از آسیاب میفته خودش ارزش ندارع بشین با همسرت خوش باش گوره ب ...

باور کن ی روز زنگ نزدم ، کلیییی داد و بیداد کرد آخرشم خودش گوشی رو قطع کرد.منم خودم مخالف عروسی بودم.عروسی به اصرار خودش بود... البته از اول مخالف ازدواج من بود

فقط زندگیتو کن الان چون تازه رفتی یه جور افسردگی هم بهش دست داده با مرور درست میشه فقط یه راهنمایی خ ...

من فقط سکوت میکنم مقابلش 

دلم نمیخواد حس کنه من فراموشش کردم واقعا ناتوان شدم نمیدونم چیکار کنم،برم پیشش زنگ بزنم حرف میخورم ،نرم زنگ نزنم میگه پدر مادر جدید پیدا کردی منو نمیخوای...




باور کن ی روز زنگ نزدم ، کلیییی داد و بیداد کرد آخرشم خودش گوشی رو قطع کرد.منم خودم مخالف عروسی بودم ...

ببین گلم 

الان دیگه فقط و فقط شوهرت برات مهمه

خونوادتم ب جاای خودش

پس از شنیدن حرفای هیییچ احدی ناراحت نشو

خب عروسیت روی روال نبود ک نبود

غذا افتضاح شد ک خب به دررک

مهم الان تویی و شوهرت

مادرتم کم کم خودش درست میشه

زندگی جدیدتو ب حاشیه نبر

آدمیت مُرده بود؛ گرچه آدم زنده بود.. کاربری سوم🤙
من فقط سکوت میکنم مقابلش  دلم نمیخواد حس کنه من فراموشش کردم واقعا ناتوان شدم نمیدونم چیکار کن ...

وای یعنی خاطرات بد گذشته ام اومد جلو چشمم

ناراحت نشیا

ولی یه مثل هست که میگه 

ززر بغل مست رو بگیری برمستی میکنه

بهت برنخوره ولی اگه الان زیر بغلشونو بگیری تا آخر باید کولی بدی کاری که من کردم و ۱۳ ساله نفهمیدم چجوری زندگی کردم از الان هرجور بری جلو تا آخر همینه

ببین گلم  الان دیگه فقط و فقط شوهرت برات مهمه خونوادتم ب جاای خودش پس از شنیدن حرفای هیییچ ا ...

کل دوران عقد خون به جگرم کرد

گفتم عروسی بگیرم تموم شه بره راحت شم 

تاثیر میذاره روم وقتی مامانم اینقدر ناراحت باشه من چجوری روحیه مو حفظ کنم😕



وای یعنی خاطرات بد گذشته ام اومد جلو چشمم ناراحت نشیا ولی یه مثل هست که میگه  ززر بغل مست رو ...

چکار کنم؟

دوری کنم از همه؟فقط به خودم فکر کنم؟

نمیدونم درستش چیه.اگر دوری و جدایی راه درستیه انجامش بدم


2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز