همسرم انتظار داره همیشه سفره پر از چیزای مختلف باشه
شاید اصلا نخوره ازشون
مثل سبزی ترشی ماست ...
من نه
کارمندم بچه کوچیک دارم اکثر کارا با خودمه
نمیفهمه چقد خسته میشم
باز دعوامون شد
من فقط برنج و خورشت بردم سر سفره
شروع کرد غر غر کردن گفتم مگه کلفتم
اونم ناهار نخورد
....
میگه مثل رمان دانشجویی هستی
خانه دار نیستی
از صبح دارم کار میکنم و اون نمی بینه
متوجه نیست بچه کوچیک چقد ادمو خسته میکنه
منم بریدم