به قران خسته شدم خیلی ساده ام خیلی دست و پا چلفتی ام.
مادرم هم بهم میگه دست سفید یعنی اینکه از پس هیچ کاری بر نمی یام و به معنای واقعی هیچ کاره ام و وقتی میگن فلان کار رو انجام بده و من نمی تونم انجام بدم و مورد تمسخر دیگران قرار میگیرم و همیشه گند میزنم، دبیرستانی هستم تو روستا زندگی میکنم و همش ابروم پیش همه میره و همه بهم میگن گرگ باشم ولی نمی دونم چطوری؟ مثلا مهمون داشتیم تو پذیرایی و عموم به یه دلیلی اومد تو یکی از اتاق های خونمون نشست و بهم گفت برو برام چایی بیار و منم رفتم پذیرایی برای اینکه که چایی بیارم از 5 تا لیوان 3 تاش سالم بود یعنی اینکه هیچکس توش چایی نخورده بود و من نمی دونستم لیوان رو همینجوری برای عموم ببرم و عمه ام گفت بزار تو یکی از بشقاب ها با چند تا قند ببر براش و همش از ساده و دست و پا چلفتی بودن و هیچ کاره بودن من سخن میگفتن خیلی ناراحت شدم ترو خدا ترو اون قرانی که میپرستید کمکم کنید لطفا خواهش میکنم