2777
2789
عنوان

چرا دعوت نمیکنه ؟

308 بازدید | 27 پست

سلام .یه دوستی از دوران دانشگاه داشتم که تقریبا پدر و مادرامون همدیگه رو دورادور میشناختن .از همون دوره دانشگاه وبعد دانشگاه کلی رفت و آمد داشتیم و خلاصه خیلی صمیمی بودیم .جوری که حتی مادرش به من میگفت به دخترش بگم سیبیلاش رو برداره و یه کمی به خودش برسه .در این حد صمیمی بودیم .

خلاصه من ازدواج کردم و ایشون رو هم دعوت کردم ولی نیومد عروسیم .گفت چرا منو تنها دعوت کردی .من تنهایی نمیتونم بیام باید خانواده ام روهم دعوت میکردی ....من بیخیال شدم .گفتم اشکالی نداره .بعد چند سال اون عروسی کرد و دعوت کرد و من با همسرم و بچه ام رفتم عروسیش تو یه شهر دیگه .خلاصه بعد مدتها زنگ زد که اره من دوست زیادی ندارم و میخوام که با یکی رفت و آمد خانوادگی داشته باشم .اگه شوهرت مشکلی نداره با شما رفت و امد کنیم .منم گفتم نه مشکلی نیست .ایام عید چند باری تماس گرفت که بیاد خونمون عید دیدنی .ولی خب ما هم خونه نبودیم و گفتم چند بار خواستی بیای از طرف من نشده .دیگه از گردن تو افتاده بزار من دعوتت میکنم .

خلاصه ماه رمضون امسال من برا افطار دعوتش کردم و اومدن و رفتن و بعد قرار شد که اونا ما رو دعوت کنن تا مثلا اینجوری شوهرامون هم با هم اشنا بشن و بتونیم با هم رفت و آمد کنیم .

هنوز که هنوزه دعوت نکرده ....به نظرتون چرا ؟ شوهرش از شوهرم خوشش نیومده ؟ یا هنوز زوده ؟ یا به نظرتون مشکلی هست این وسط ؟ 

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ......منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .........

شاید وضع مالیشون نرسیده این روزا سخته مهمونی

بعد چند سال زندگی سمی امسال تونستم روی پای خودم بایستم و تمومش کنم شنیدم شنیدم شنیدم حرف مردم رو ولی رها کردم هرچیزی که شادی از من وبچم گرفته بود امیدوارم برای همیشه کنار بچم شاد وخوشحال باشم💛

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تازه دوهفته از ماه رمضون میگذره 

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

منم تو موقعیت شبیه توام،دوبار شام دوستمو دعوت کردم،چندبار بیرون رفتیم که بجز یکبار بقیه رو من حساب کردم،اما اون دیگه کاری نکرد.حتی حالشم پرسیدم گفت شما خوبین!ما خیلی باهم صمیمی بودیم.

نمیدونم والا کار درست چیه

نگاربودم⭕زندگی واقعی بعد نوشتن تاپیکا جور دیگه ای جریان داره، اینجا محل درد دل و همفکریه،مبنایی برای قضاوت نیست⭕ حل شدن مشکلم فقط معجزه خدارومیخواد،خدایا تو بخواه✨ من و تو با خدا تو یک قایقیم...💝💍
چون نمیخاد😂

خودش اصرار داشت وگرنه من که مجبورش نکرده بودم .من اصولا رفت و آمد غیر خانوادگی رو علاقه ای ندارم ولی اگه کسی پیشنهاد بده رد نمیکنم چون میگم شاید واقعا کسی رو نداره ..همکار یا دوستان دیگه ام هم بودن که این پیشنهاد رو دادن ولی این چون از قدیم میشناختمش و تقریبا آشنا بود گفتم مشکلی نیست .

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ......منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .........
شاید وضع مالیشون نرسیده این روزا سخته مهمونی

وضع مالیشون خوبه .شوهرش کارمنده خودش یه شرکت داره .ماشین شاستی بلند دارن ....از نظر مالی میدونم مشکلی ندارن .ضمن اینکه من اهل قرتی بازی و ولخرجی های آنچنانی نیستم اصلا .خودش هم همینو میگفت .میگفت میخوام ساده باشیم اهل تجملات و این چیزا نیست اصلا .

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ......منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .........
وضع مالیشون خوبه .شوهرش کارمنده خودش یه شرکت داره .ماشین شاستی بلند دارن ....از نظر مالی میدونم مشکل ...

شاید فرصتش پیش نیومده من خودم یه ماهه تصمیم دارم خواهرشوهرم دعوت کنم هم مالی مشکل دارم هم چون هر دو شاغلیم تنبلیم میشه 

بعد چند سال زندگی سمی امسال تونستم روی پای خودم بایستم و تمومش کنم شنیدم شنیدم شنیدم حرف مردم رو ولی رها کردم هرچیزی که شادی از من وبچم گرفته بود امیدوارم برای همیشه کنار بچم شاد وخوشحال باشم💛
نه بابا .فکر کنم خیلی بیشتر از دو هفته هستااااا 

نه دیگه....امروز ۱۶ یا ۱۷ شوالِ

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
منم تو موقعیت شبیه توام،دوبار شام دوستمو دعوت کردم،چندبار بیرون رفتیم که بجز یکبار بقیه رو من حساب ک ...

ادم اونجوری نیست که بگم خرج نمیکنه .اتفاقا دختر خیلی خوبیه و بسیار بسیار مبادی آداب .من چند تا احتمال میدم .میگم نکنه انتظار داشته بهش کادو بدم ..یا مثلا انتظار دیگه ای ازم داشته که من نمیدونستم .مثل همون حکایت عروسی .هر چند حق رو بهش ندادم برا عروسی .من دو تا دوست دیگه داشتم که از استان دیگه و از یه شهر دیگه بودن ولی اومدن عروسیم .مجرد هم بودن .اینم مجرد بود اون موقع و تو شهر خودمون .عروسی هم تالار بود و مختلط نبود .پدر یا برادرش میتونست اونو بیاره تالار بزاره و بعد برا برگشت دوباره بیان دنبالش .دلیلش واسه نیومدن که اصلا قابل قبول نبود ولی خب این که چرا بعد اون همه اصرار حالا خودش هنوز دعوت نکرده موندم .

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ......منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .........
شاید فرصتش پیش نیومده من خودم یه ماهه تصمیم دارم خواهرشوهرم دعوت کنم هم مالی مشکل دارم هم چون هر دو ...

شاید .اونقدی که اون عجله داشت و اصرار میکرد من گفتم احتمالا دو سه شب بعد از دعوت ما اونم دعوت میکنه ....:))))))))))

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ......منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن .........
ادم اونجوری نیست که بگم خرج نمیکنه .اتفاقا دختر خیلی خوبیه و بسیار بسیار مبادی آداب .من چند تا احتما ...

پس دلیل خیلی مهمی نداره،تو فکرش نرو حتما منتظر موقعیت مناسبه.موقعیت مناسب هم برا همه یکسان نیست

نگاربودم⭕زندگی واقعی بعد نوشتن تاپیکا جور دیگه ای جریان داره، اینجا محل درد دل و همفکریه،مبنایی برای قضاوت نیست⭕ حل شدن مشکلم فقط معجزه خدارومیخواد،خدایا تو بخواه✨ من و تو با خدا تو یک قایقیم...💝💍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز