2777
2789
عنوان

مادر بزرگم 😐😐

171 بازدید | 12 پست

داییم ومادر بزرگم فوت شدن ..مادر بزرگم ۵ تا پسر دیگه داره ۲ تا دختر. خالم که یه شهر دیگس .دایی هامم انگار نه انگار مادر دارن میان ۲ روز میبرن نگهش میدارن خونشون .مامان بزرگمم اصلا مامانمو ول نمیکنه  .خیلی میره رو اعصاب .هرروز باید مامانم چند بار بره پیشش .چند روز یه بار هم میاره خونمون .ار اون موقع هم که داییم وپدر بزرگم فوت کردن .ما حرف دیگه از زبون مادر بزرگم نشنیدیم هر چی بگی میگه من دارم میمیرم .میخوام بمیرم. انگار بچس .منم ازدواج کردم خونه ی مامانم میام اینجا میبینمش .زنداداشم بیشتر وقتا اینجاس .میایم غذا بخوریم انقدر آروغ میزنه  ۲۰ تا پشت سرهم .حال آدم بهم میخوره الانم اینجاست  میگه معده درد دارم انقدر گفت معدم ترکید وای خدا مردم .عجلم رسیده .سردرد گرفتم آدم دلش میسوزه ها ولی خیلی ادا درمیاره .نمیدونم من حساسم یا هیچکس نمیتونه اینجوری تحمل کنه .

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

عزیزم خودت ک میگی مادر بزرگ .حتما سنش بالاس و تحمل دردش کم شده .کلا سن ک بره بالا ی سرا از خانما و مردا این مدلی میشن .

شد شد نشد موهامو ی زرد خرابی میکنم دوتا لنز ابیم میندازم تو چشام میافتم ب جون بچه های مردم  

مراعاتش کنین خودمونم پیر میشیم و ممکنه روزهای بدتر از این رو داشته باشیم اصلا هم دست خود آدم نیست مادربزرگ من خدابیامرز موقع پیری خیلی بدتر بود هوش و حواس اصلا نداشت دسشویی کردنش  بی اختیار شده بود و خیلی مشکلات دیگه در صورتی که تو دوره ی جوونی اصلا فکرشم نمیکرد یه روزی به این روز بیوفته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108