خیلی حرف میزنم قبول میکنه ولی تو عصبانیت همون اش همون کاسه
من دوست دارم همسرم پشتوانم باشه پیشرفت کنم حالم خوب باشه خوشبگذرونم
اصلن نمیزاره پیش دوستام بره میگه فقط با خودم..نمیزاره جوری که میخام ارایش کنم لباس بپوشم...میگه حسودم نمیخام کسی ببینت تو ماشین هی شیشه رو میدم پایین میده بالا
درکش میکنم یکم اما میگم خب به منم حق بده مگه من میگم پیش دوستات نرو فکر میکنه من خرم سریع گول میخورم
اینارو که درک نمیکنه دوسدارم از نظر احساسی بهم حس بد نده
که اینارم اگ بهش بگم بهش برمیخوره