شوهرم دلش میخواد از همه نظر من زیر دست او و کنترل او باشم مثلا ما با مادرشوهر تو یه ساختمون هستیم اونا کلی سر و صدا و برو بیا دارن شوهر من به یه حرف زدن معمولی من گیر میده که هیچی نگو صداتو میشنون. حالا اصلا حرف بدی هم نمیزنم. یا مثلاً ماشین خریدم میخواد فقط با او برم بیرون. یا اصلا دوست ندارم من با هیچکس رابطه و رفت و آمد داشته باشم. منم از اول زندگی همش کنار اومدم ولی حالا خسته شدم. چه جوری کم کم در بیام از زیر دست این کنترل هاش. خواهر و مادرش آزادترین آدم های دنیا هستن اما به من اصلا حق زندگی نمیده