رفته بودیم عروسی منو جاریام لباس عوض نکرده بودیم با مانتو ۴ تا از خواهرشوهرام هم بودن که ۲ تاشون لباس عوض کرده بودن من ۲۲ سالمه دختر جاریم هم ۱۶ به من میگفتن پاشو باهاش برقص ..اول ازم پرسیدن میرقصی گفتم نه لباس نیاوردم دیگه انقدر همشون گفتن اعصابم خورد شد به زور میخواستن منو بلند کنن منم نرفتم انگار اختیار من دست اوناس به نظرتون کارم خیلی بد بوده
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
{یک عدد ارمی هستم:ارتشبی تی اسانجا و اینجا و همجا} بیایید به عقاید هم احترام بزاریم و بخاطر داشتن عقاید متفاوت با هم بحث نکنیم؛هم بخاطر سلامت ذهن خودمون هم احترام به عقاید♡
یاد گرفتم هر آدمی انسان نیست ...دلم تنگ میشه ولی لیاقت نداری ...کینه تاریخ انقضا نداره ... ما که داستانو میدونیم تو خالیتو ببند ... من شروع کننده بدی نیستم ولی بدی ببینم بد تمومش میکنم ... خوب باشی تا ته راهش هستم ... تو شادیامون همه هستن تو غمامون کی موند!؟(: اشک تو تنهاییات یعنی حرفایی که نمیتونی به هیچکی بزنی ... من اگه قرار بود همه رو ببخشم که آدم نمیشدم (خدا میشدم) کینه ای نیستم ولی آلزایمر هم ندارم بعضی وقتا بعضی (آدما) با یه (حرکت) یا یه (حرف) خودشونو برای (همیشه) از چشمت میندازن دارم یاد میگیرم به هر کسی به اندازه لیاقتش بها بدم نه به اندازه (دلم)