سلام، هشت ماهی میشه ماشینمونو واسه خرید زمین فروختیم.دلم لک زده واسه یه مسافرت کوتاه. به شوهرم گفتم به پدرش بگه ماشینتو چهل و هشت ساعت قرض بده بهمون بریم یه شهرستان نزدیک شهر خودمون.که چهار ساعت فاصله هست.شوهرم اولش گفت نمیگم.من خوب میشناسمشون ماشینو نمیدن.ولی من اصرار کردم اونم قبول کرد و گفت.
دقیقا ماهور جان شوهر من همینه که گفتی.اون موقع که زمینو خریدیم .واسه ماشین هم ناراحت بودیم که فروختیمش.مادر شوهرم میومد میگفت اشکال نداره.بهار با هم میریم پیکنیک .نمیزاریم بیطاقت بشید.ولی یه جمعه زنگ نزدند که بیاید با هامون پیکنیک
متاسفانه نمیشه اخم و تخمم بکنیم.چون واسه زمینی که خریدیم از اونا هم پول قرض کردیم.البته بنده از تعجب داشتم شاخ در میاوردم که چطور پولو به ما قرض دادند.