بچه ها تو خونمون دیشب طبقه چهارمون دعواشون شده بود و من خواستم برم ولی مادرم نمیزاشت دختر میشناختم چندبار تو حیاط،باهاش حرف زده بودم بعد کلی صدا گریه وجیعش میومد یه یکساعت بعدش اورژانس همون فوریت پزشکی امدن من صدای اژیر شنیدم از پنجره دیدم اومدم داخل مجتمع ما بعد چون برادرم تو فوریت پزشکی هست صبح اومده میگه صبح چهارم واحد شیش دختره مرده وشوعرش با گوشکوب زده تو سرش از مرکز ما اومدن وای از صبح حالم بده کاش میزفتیم پادر میانی