2789
عنوان

دعوا

97 بازدید | 5 پست

امروز عصر شوهرم گفت برو پیش مامانم یکم بشین تنهاست،منم از وقت خودم زدم رفتم سه ساعتی پیشش بودم،از درسم هم افتادم،حالا اخر شب خالم گفت بیاین خونه ما برای شام با مامانم (بدون شوهرم)،نذاشت برم،منم بهش شام ندادم بخوره تا همون شرایطی که قرار بود اتفاق بیافته،اتفاق بیافته 

نظرتون؟

خب لازم بود بگی دعوتی؟میزفتی ب هوای خونه مادرت ازونجا میرفتید باهم

فرقی نمیکرد ،کلا هر جا شب بخوام تنها برم ادا هاش هست،کلا هشت به بعد اف میشه،کسی هم دوست نداره بیاد خونه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

زندگی متاهلی واقعا صبوری و گذشت و درک متقابله

با لجبازی کار به جایی نمیرسه

یه بار شما حال شوهرتونو میگیری و یه بار هم اون حال شما رو

نتیجش فقط از دست رفتن لحظه های خوشی هر دوتونه

خیلی از این لجاجتهای جسارتا بچه گانه با یه عزیزم و صحبت عاشقانه و فضای صمیمی زن و شوهری قابل حله

به نوعی گره ای رو ک با دست باز میشه چرا با دندون بازش کنیم؟!!!

زندگی متاهلی واقعا صبوری و گذشت و درک متقابله با لجبازی کار به جایی نمیرسه یه بار شما حال شوهرتونو ...

 

خب اگه میخواستم با دست بازش کنم باید چیکار میکردم؟

 خب اگه میخواستم با دست بازش کنم باید چیکار میکردم؟

خداوند با خلق ظرافتهایی ک در وجود خانمها گداشته خیلی راحت میتونید با زبون نرم و کنترل و بازی با احساسات شوهرتون رو رام کنید 

بالاخره مردها هم اکثرشون با زبون خوش و سیاستی ک خانمش به خرج میده رام میشن و بدون هیچ درگیری و لجاجتی به خواسته مشروع خودتون برسید 

فقط بایستی زن و شوهر قلق همو به دست بیارن و با یکم چاشنی محبت و خویشتنداری با هم تعامل کنن

ببخشید اگر مصدع شدم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز