میخواستم شوهرم یه آدم مهربون باشه ،یه شغلی داشته باشه باهم پیشرفت کنیم حتی اگه زیاد پولدار نبود ،میخواستم به هیچ عنوان معتاد و ولگرد نباشه ، انقد دهن بین نباشه که سر هر حرفی منو بزنه ،یه خونه مستقل داشتیم کوچیک بزرگیش فرقی نداشت ولی توش آرامش می بود .
میخواستم پدر شوهر و مادر شوهرم منو دختر خودشون میدونستن !!!
اما نشد و من چه بد شکستم و چقدررررر دلم تنگه برای شوهرم ولی میدونم نمیتونم باهاش زندگی کنم.
باورم نمیشه زندگیم اینجوری تموم بشهههه. خدایااااا کمکککککک