سر یه سری مسایل به مامانم چیز میگم بعد بچه رو میبرم پیششون همش بهش میگم پیاده نشو چون میدونم مانانم از دستم عصبانیه ناخوداگاه ممکنه احترام نداره به شوهرم ولی شوهرم میپره پایین میره خونشون حالام باد وبع کرده بود گعت مامانت نیومد بهش سلام کنم تو اتاق بود همش !!! خب میخواستی نری حالام میگه تو به مامانت برمیگردی باور کن گاهی از چشم من میبینه فکر میکنه من پرت کردم