می توان مدت ها یک دلشکستگی بزرگ و عمیق راباخود حمل کرد..اما زندگی هم کرد..می شود مدت ها خستگی روح را روی شانه هایت،باخودت به هر کجا بکشانی و در خسته ترین حالت ممکن بدویی و بدویی و بدویی...و در نهایت یک شب مثل امشبی که خسته ترینی بغض و درد یکباره به تو هجوم می آورد و در وجودت بیداد می کند...