من امروز صبح درباره ی دوستم یه حسی بهم دست داد
اینکه احساس کردم با مامانش زندگی نمی کنه و باباباش زندگی میکنه
بدون اینکه خودش حتی یک کلمه هم در این باره حرف زده باشه
و اینکه یه ماهم نشده همو میشناسیم
امروز به خودش درباره ی حسن گفتم گفت که اره درسته
این حسن یه دفعه ای بود
یه دفعه صبح همینجوری احساس کردم
حالا نمی دونم چرا