۶_۷سال میگذره
۴_۵ ماه باهم بودیم ولی خیلی عاشق همدیگه شدیم
دلیل نرسیدنمونم مخالفت خانوادم اصلا دوست نداشتن توی اون شهری که بودیم باکسی ازدواج کنن میگفتن ادمای بومیه خوبی نداره و اونم از ادمای بومی اون شهر بود مامانم پاشو کرد تویه کفش که نه نمیخواد ادمای خوبی نیستن
دیگه نشد
الان اون ازدواج کرده و بچه داره منم ازدواج کردم و بچه دارم همسرمم عاشقانه دوس دارم اونو فراموش کردم کلا