یه پیراهن کوتاه خونگی خریده م. امروز برای اولین بار پوشیدمش. یه عطر جدیدم خریده م از اونم زدم. خونه رو هم تغییر دکوراسیون داده بودم. یه عود توت هم روشن کرده بودم.
شوهرم اومد خونه از هیچ تغییراتی که هیچی نگفت.
بعد داشتیم راجع به یه چیز دیگه حرف میزدیم،
به شوخی و خنده گفت`` با این قر و قربندت (منظورش لباسم بود). مگه اینجا اروپاس؟``
.
یعنی من اینهمه احساس رو خرج درخت عرعر میکردم تا حالا موز داده بود😏