ما میخواییم بریم شهر محل کار شوهرم
بعد مامانم هی میگه میری خونه ی ۸۰ متری کهنه و داغون
میمونی کنج خونه ، جایی نمیشناسی بری
فلانی زنشو برده خونه ی چند صد متری تو نیاوران
فلانی برای زنش چند صدمیلیون داده النگو
فلانی زندگیش عالیه
حس میکنم میخواد سردم کنه از زندگیم
یا هی میگه درد و بیماری کل وجود شوهرتو گرفته
شانس نداری