از ۱۷ سالگی دارم کار میکنم، نمراتم خوب نشد مامانم رفته بود یه ادم مسخره ای برام پیدا کرده بود که ازدواج کنم، یادمه اون زمان خیلی دلم شکست چون یارو خیلی ادم بیخودی بود انقد دیگه سطح پایین نبودم من، خلاصه رفتم سرکار که این مسائل پیش نیاد، خیلیم اذیت شدم خصوصا اینکه محیط کاریم متشنج بود، تو هیچ زمینهی خاصی بهم کمک نکردن خانوادم، سمت چند چیز مثل کاشت ناخن و.. خواستم برم پول نداشتم با خانواده هم که دز میون گذاشتم گفتن نداریم و خلاصه کمک نکردن، تا امروزم هرکاری بوده مثل عمل بینی و نمیدونم خریدی بوده باشگاهی بوده مشکلات پزشکی بوده هرچی بوده با پول خودم کردم، الانی هم که دارم اینو مینویسم از نظر مالی و روحی خیلی تخت فشارم، تو این مدت بعضی وقتا در حد دویست سیصد از بابام گرفتم برا دانگشاه و نیمدونم این چیزا، خیلی وقتا گیر میکنم از دوستام قرض میکنم، چندسال پیش یه لپتاپ خریدم، میخواستم برم رشته گذافیک و کارای گرافیکی کنم، هیچچچچ جوره پشتیبانی نشدم فقط تو خرید لپتاپ وام گرفتن قسطشو خودم دادم، یک و نیمم پول بهم کمک کردن، بعد که دیدم نمیتونم کار کنم فروختمش و پولشو جاهای دیگه استفاده کردم، اشتباه کردم ولی خب بحث خیلی وقت پیشه، اقا ماه قبل یسری اتفاقا افتاد خیلی بی پول شدم، نیاز به پونصد تومن پول داشتم، از مامانم خواستم اگه میشه ۲۰۰ تومن بهم قرض بده، دقت کنید، قرض بده، میدونم که پولم داشت، یه حرفای چرتی زد و با اینکه میدونست به چه دلیل پول ندارم ، نداد بهم، و گفت ندارم، و بحثمون شد، منم گفتم نمیخواد و باز رو انداختم به دوستام، ته این بحثا هم من مقصر شدم،،،حالا امروز بابام بهم زنگ زده میگه برو برا داداشت بپرس لپتاپ ۱۲،۱۳ تومن چی پیدا میشه براش بگیریم؟ گفتم من الان چند وقته میخوام لپتاپ بگیرم کمک خواستم گفتید نمیشه و نداریم و .. الان برای اون میخواید بخرید؟ گفت تو قبلا خریدی خراب کردی، خلاصه همین امروز حرفش شده و الان شبی دارن از دیجی کالا براش سفارش میزنن، اضافه کنم داداشم پونزده سالشه وزنش ۱۴۷ کیلوعه چون صبح تا شب تو خونه لم داده و سرش تو گوشیه، هیچ کلاسی نمیره و هیچ فعالیتی نمیکنه، درس و مدرسه هم در حد نمره آوردن، ولی من اگه داشته باشم حداقل تو کار شرکت خیلی راحت تر میشم و اینهمه اذیت نمیشم مجبور نیستم کلی اضافه کاری بمونم و کمر درد بکشم، این حداقلشه…، تو عمرم هیچوقت حسودی خاصی به شخص خاصی نکردم ولی الان دارم از شدت حسودی به داداشم گریه میکنم، فردا روز میدونم ازدواجم بخوام بکنم باید خودم جهیزیمو بدم، دختر نیارید اقا، دختر نیارید، پسر بیارید راحت لوسش کنید،
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
نمیدونم راجب کلاس بافت که نوشتم رفتم رو دیدی یا نه ، تو همین تاپیک، الان دوسه روزه میخوام پاشم تمرین ...
عزیزم تمرین کن ی روزی ب دردت میخوره
دیگ رفتار مامانت اونجوریه قبولش کن و ناراحت نشو
با اینک ناراحتی داره ولی سعی کن دیگ ناراحت نشی چون رفتارشه درس نمیشه
کاربری دوم براى تمام حرف هايى كه ميخواستى بزنى تو گذشته نزدى،براى تمام چيزهايى كه ميخواستى انجام بدى و ندادى،براى جهانى كه توش نميخواستى اينجورى كه الان هستى باشى،براى همشون يه راه حل هست و اسم اون راه حل باز كردن صفحه جديد تو زندگيته.
میدونم چی میگی خانواده همینه دیگه اون ادمی که تلاش میکنه رو هیچ وقت نمیبینن تهش تو خوشیاتون مث ننه آ ...
بخدا شبی میخواستم مامانمو ببرم بستنی بخوریم، که اون دعوای قبلیه رو بشوره ببره و الکی اعصابم خورد نباشه، اونا که براشون مهم نیست یادشونم میره به عنوان پدر مادر ولی من چند روز بود واقعا عصبانی بودم بخاطر اون قضیه دویست تومن ..پشیمون شدم اصلا، ایشالا لپتاپ داداشم که رسید بستنیشو داداشم با کارت خودشون بخره بهشون بده
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق
بچه ها من تاپیک رو میبندم میترسم پر بازدید بشه و آشنا باشه اینجا، ممنونم از همدردیتون،🏈لطفا لطفا برام دعا کنید این بافته رو خوب ادامه بدم و ازش به یه درآمدی برسم، انشالله خدا به همتون روزای خوش و دل شاد بده
زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چااااااااق سفید و کمی چاق، آها، مرد خوبه خوشتیپ باشه پولدار و بداخلااااااااق پولدارو بداخلاق