عقد پسرخواهرشوهرم بود رفتیم خونه عروس ، البته مراسم عقد که نه چون گفتن عقد و توی تالار میگیرن دو ماهه دیگه فقط صیغه عقد و خوندن از ۸شب رفتیم تا ۱شب پدیرایی میوه و شیرینی و کیک هم خریده بودن ولی کاش بعد از ظهر گرفته بودن یا میذاشتن یه باره همون دو ماهه دیگه و الان میرفتن محضر من آدم غذا و.. نیستم اما یه کم جالب نبود زمانش به شام میخورد ولی خب از شام خبری نبود نظرتون چیه؟؟
چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
منم ازین مراسم ها رفتم بیشتر ۹ به بعد شروع میشه که زمان شام گذشته باشه
خدای مهربونم خیلی خیلی دوست دارم ممنون برای تک تک معجزاتی که تو زندگیم میبینم. من یه زن سرحال و قوی هستم که تمام قد پای زندگیم ایستادم😍😍 تو من رو به جشن زندگی دعوت کردی و روا نیست که در این جشن لحظه ای ناشاد باشم
من نمیخوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین