و دلم بشکنه
یبار جاری دومیم میگه خیلی منعطف و با حوصله ای من که اگه بچم بود اصلا نمی تونستم تحمل کنم این رو جاریم تو ایام عید نوروز گفت
امشب هم بچم با بالش مادرشوهرم داشت بقول خودش موتور سواری میکرد چند بار مادرشوهرم بهش گفت خراب میشه بلند شو بچمم هی میگفت موتور سواری کنم
دیگه مادرشوهرم و جاری اولیم شروع کردن این بچه های جدید چرا اینجورین فلانی با اینکه انقدر شیطون بود جرأت اینکارا نداشت
من خدایی هر وقت میرم خونه مادرشوهرم مدام دنبال بچمم که نریزه و خرابکاری نکنه خدا وکیلی انقدر دنبال بچم میرم که خودشون میگن اشکال نداره بذا راحت باش
امشب هم داشتم نماز میخوندم بچه رو به باش سپردم
خیلی دلم از حرفاشون شکست بچه من هنو سه سالش نشده