سلام خب مشکل من از اونجایی شروع شد به رفتم کلاس هفتم مدرسه تیزهوشان خب فشار هایی ک در برابر نمرات و این جور چیزا منو خیلی استرسی کرد تا حدی استرس پیش رفت ک گمون افسردگی گرفتم اخه اکثر علائمشو دارم و این باعث شد ک در برابر احساساتم چه غم چه استرس بخندم خب موضوع اینجا تموم نمیشه یه ازمون سلامت روان از طرف مدرسه بود ک اونو دادم مثل اینکه مشاور مدرسمون فهمیده بود نمیتونم بخاطر یه دلیلی احساساتمو بروز بدم و من هرروز قضاوت میشم چون نمیتونم احساساتمو بروز بدم ازم خواست باش حرف بزنم ولی مث همیشه خب دلیلی نداشتم اصلن نمیدونم مشکلم چیه حتی جدیدا از شخصیت خودم بدم میاد و هر روز دلم میخاد این فکرا و شخصیت مال من نبودند و الان بعد یه ماه میخوام بهم کمک کنه بر گردم به خود قبلی ولی خود نمیدونم ب چ دلیل کمک بخوام و خیلی خجالت میشم
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
اگر اونهمه حال بد برای درسه بهت میگم ولش کن اون مدرسه رو
احساس میکنم اینقد افکارم زیاد شدن تهوم میزنم هیچ با خودمم حرف میزنم با اومایی ک وجود ندارن حرف میزنم و اونا تنها کارشون اینه منو تخریب میکنن خوابم ریخته بهم نمیتونم بخوابم استرس امتحانا و خوراکمم کم شد اصن هیچی نمیخورم فق اب بعضی وقتا همون ابم بالا میارم