جاری من همیشه یکی از مانتو های منو میگیره وقتی میره خرید یا خونه خودشون بهونه اش هم اینه مانتو من کوتاهه مال تو بلند یا مانتو ها مو دادم خیاط یا دکمه هاشون در اومده حالا امروز با خواهرم درباره این حرف میزدم گفت چقدر تو سادع ای میبره جادو و طلسمت میکنه حالا ترسیدم چیکار کنم ؟؟؟امروزم گفت میره خونه داداشش اومد گرفت برد استرس گرفتم
زندگی مثل یه گل سرخه بچینی پژمرده میشه نچینی خشک میشه پس باید از هر دقیقه اش لذت برد
بگم اره مثل خواهرم عصبی نمیشی امروز اونقدر سرم داد کشید پشت تلفن سردرد گرفتم من و شوهرم تو زندگیمون حق اینکه واسه خودمون زندگی کنیم و نداریم همیشه باید فکر این و اونم باشیم تو زندگیمون مشکل باشه اول به ما خبر میدن تو روزای بد اول ماییم
زندگی مثل یه گل سرخه بچینی پژمرده میشه نچینی خشک میشه پس باید از هر دقیقه اش لذت برد