دوستتون چون شوهرش به زندایی ابراز علاقه کرده از ترس اینکه دوباره رابطه ای بینشون شکل بگیره نمی خواد رفت و آمد کنه؟
یا به خاطر آبروریزی که شده بود؟
به نظر من دوستت با آرامش و محبت با شوهرش حرف بزنه و بگه که خوشحالم با داییت آشتی کردی، ولی درنظر داشته باش اگر زیاد رفت و آمد خانوادگی کنیم ممکنه برای داییت و زنش و حتی اطرافیان سوءتفاهم بشه و به شوهرش بگه من میدونم تو دیگه اشتباه سابقت رو تکرار نمیکنی و بهت اعتماد دارم، ولی مطمئن باش داییت و زنش و هر کس دیگه که از ماجرا خبر داشته اون اتفاق تا ابد گوشه ذهنش هست و هر حرف و حرکت بی منظوری که تو توی خونه داییت بکنی همه به منظور میگیرن ، پس بهتره کمتر بریم و بیایم و تو خودت گاهی سر کار و بیرون برو دیدن داییت و مثلا بهانه بیار چون خانمم سرش شلوغه با بچه کوچیک من و تو مردونه با هم دیدار کنیم
این مهمونی رو بره دوستت با شوهرش و خیلی هم عادی و با خلق خوش باشه ولی کم کم تو گوش شوهرش بخونه زیاد رفت و آمد نکنن